:-)

يكشنبه, ۱۰ ارديبهشت ۱۳۹۶، ۰۲:۰۰ ب.ظ

خسته ام

خسته روحی از دنیا بریده اینا نه ها!خسته جسمی از صبح بیمارستان سرپام این مریض اون مریض بلکه یه نفر درست حسابی بگه چشه اونم چون میفهمن دانشجوییم نمیگن!همکاری نمیکنن منم ک یکم جدی!خب دست خودم ک نیس شخصیتم اینطور شکل گرفته...جدیم و جدی بودنم رو پای تکبر میذارن و.... به هرحال تجربه بسیار لازمه تا یادبگیریم چطور از زیر زبون مریض حرف بکشیم😑😑😑


مثلا چی میشد منم برونگرا و غیر جدی و خونگرم و....بودم ذاتا؟

حالا هی باید تلاش کنم این شکلی شم

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۶/۰۲/۱۰
نینوچکا

نظرات  (۴)

هیجی؛ اونوقت اون آدم برونگرای خون گرم یه جاهایی یه گندایی می زد که با  خودتون می گفتید چی میشد که منم مثل درونگراها یکم قبل از کاری فکر می کردم !
همیشه یه چیزی هست که نصفه اش رو بهت میدن و بقیش رو خودت باید بدست بیاری.
لعنتی
پاسخ:
ینی فک کردنم به برونگرا درونگرا بودن ربط داره؟🤔
۱۰ ارديبهشت ۹۶ ، ۱۴:۲۰ قالب بلاگ رضا
تلاش کن آفرین ( موفق میشی )
خانوم دکتر
پاسخ:
خیلییی ممنون
منم گاهی اینقدر خشک و جدیم خودمم جرات نمیکنم با خودم حرف بزنم چه برسه به بقیه
پاسخ:
😔😔😔
البته که داره، طرز فکر یک درونگرا با یک برونگرا فرق می کنه، نحوه واکنش نشون دادنشون به پدیده ها هم فرق داره.
پیشنهاد می کنم کتاب سکوت از سوزان کین رو بخونید. خوبه :))
پاسخ:
:)))

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی