:-)

جمعه, ۱۹ خرداد ۱۳۹۶، ۰۸:۴۹ ب.ظ

میشه یکم حرف بزنم (شایدم غر)

مامانم تنها کسیه که واقعا رفیقه رفیق واقعی میگم مامان دوستام باهام نمیان بیرون این مامانه ک میگه هم مامانتم هم بابات هم دوستت من بهترین جاهایی ک رفتم با مامانم بوده رستوران پارک پاساژ همه جا....دوتایی این روزا خیلی دلم گرفته قبلتر ک مامان اینقدر غم نداشت بهش میگفتم اما الان به اونم نمیتونم بگم میگم بذار فکر کنه شادم هیچ مشکلی نیس هیچ غمی نیس

من وقتی غمگینم یا حوصلم سر رفته حتما باید برم بیرون و اینو کسی نمیدونه حتی مامانم!ینی علت این بیرون رفتنو نمیدونه!

منم دگ خسته شدم از التماس به دوستانم !پنهان میکنم غمم رو پنهان میکنم نیازم به بودنشون رو ...اینستامم تبدیل شده به کلکسیون پستای رنگارنگ از شادی!ضعف از خودت نشون نده بذار بگن بی خیاله بذار بگن باباش بعد اینکه رفت اصلا انگار نه انگار ...مهم نیست قوی باش شادباش به اینکه مادرت هست ک باهات باشه اگ اون نبود چی؟

*خانه نیکدل بی نظیر بود😍

موافقین ۱ مخالفین ۰ ۹۶/۰۳/۱۹
نینوچکا

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی