:-)

از صبح درگیر این بودم که ملت منو چه آدم خوشبختی تصور میکنن!فقط چون رفتم مسافرت و جاهایی رو دیدم که اونا نمیشناختن و کی فهمید فرار از درد و غم بود نه خوشگذرونی دست کم وقت نمیکردم به مسائل پیرامونم فکر کنم و هی غصه دار شم 

میدونی هی بخوای اوصاع بهتر شه ولی بدتر شه ینی چی؟میدونی هی قوز بالا قوز شدن قضیه یعنی چی ؟کسی نمیدونه من چ عذابی میکشم و نمیتونمم به کسی بگم واقعا خسته م

کاش بابا بود اگه بود هیشکدوم این اتفاقا نمیفتاد

موافقین ۱ مخالفین ۰ ۹۶/۰۶/۱۲
نینوچکا

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی