:-)

۵۳ مطلب در شهریور ۱۳۹۵ ثبت شده است

یه سری از آقایون هستن شما اصلا هیچ چیزی نباید در مورد گذشتتون بهش بگین که از کی خوشتون میومده یا کی احیانا از شما خوشش میومده چون زندگی رو براتون جهنم میکنن با سو ظن بی موردشون!

دود از کله م بلند میشه وقتی میشنوم یه آقایی تو یه مهمونی دیده صدای اس ام اس میاد رفته گوشیو چک کرده دیده شماره س که عیدو تبریک گفته برگشته تو اون جمع گفته حتما محمده همین الان زنگ بزن ببین کیه همین الان!!!


+یه وقت بد نباشه سه روز از اعلام نتایج علوم پایه گذشته من هنوز خوابشو میبینم؟؟


بعدا نوشت:چقد اینا قشنگن به خودم قول دادم اگه این دوماه بچه خوبی باشم و اهداف کوتاه مدتم دست پیدا کنم از اینا بخرم...این همه قشنگی قلب آدمو از خوشحالی به درد میاره...میدونستین که من دیوانه این وسایل گل دارم؟:-) 

۳ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۳۱ شهریور ۹۵ ، ۲۱:۵۴
نینوچکا

میدونستین پروتز چانه هم مد شده؟؟😂بابا ول کنین دگ اینقد که بعضی دخترا پسرا رو تحویل میگیرن‌پسرا خودشونو تحویل نمیگیرن😁

آیا میدانستید عکس انداختن با قالاخ که مجموعه ای از پشکل حیوانات است نشانه با کلاسی است؟؟😁

تا دانستنی های دیگر خدا نگهدار


+ا امروز عید بودا کسی که به من عیدی نداد ولی یادش بخیر یه بار به زور از ماهی گلی بستنی گرفتیم اصلا هیچوقت بستنی عروسکی اینقد بهم نچسبیده بود😁

۱ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۳۰ شهریور ۹۵ ، ۲۰:۱۱
نینوچکا

اینو ببینید

+پاس شدم ملت نتایج اومد امیدوارم دگ بعد اومدن نتایج روحم تو گذشته سیر نکنه و‌کابوس امتحان علوم پایه نداشته باشم

دو‌نمره هم‌اومد روش:-) 

خدارو شکر این مرحله تموم شد بالاخره

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۹ شهریور ۹۵ ، ۱۸:۵۱
نینوچکا

امروز بغل دستیم‌میگه دیدی فلانی هی دستشو تکون میداد آیفونشو نشون بده ...منم برگشتم گفتم چیه آخه میرن هفت میلیون میدن آیفون میخرن عقل ندارن که...تو که آیفون نداری؟برگشت گفت چرا دارم درآورد نشون داد:-\ خیلی بد شد...

ولی انصافا آیفون چ امکانات ویژه ای داره مگه؟

+روابط و بند پ ینی انتقالی خ سه نقطه و آقای سه نقطه که معدلشون بالای۱۶ هم نبود!چن تاشو نشون بدم؟؟اونموقع گفتم الانم میگم اگه التماسم کنن تو رو خدا اصن قدم رو چشم ما بذار دعوتنامه میفرستیم😂فرش قرمز واسم پهن کنن عمرا نمیرم...همینه که خیلیا دلشون نمیخواد ایران‌بمونن اگه امکانش باشه منم میرم و پشت سرم رو‌نگاه نمیکنم تو مملکای زندگی میکنیم که روابط مقدم بر ضوابطه تو مملکتی مزدا عوارضشو نمیده و رد میشه تو مملکتی که همه میخوان یه جوری سر همو کلاه بذارن نظم معنایی نداره اینجا مملکتیه که یه رییس که رشوه میگیره نه تنها با رییس درستکار هیچ فرقی نداره بلکه حتی عزیزترم هس یه چن تا از همین روسای تبریزو اگه دسترسی داشتین سوابقشونو بررسی کنین منظورم البته دانشگاه نیس امثال اموزش و پرورش و بهزیستی و...تو همین مملکتی که یک زمانی قرار بود عدالت داشته باشه و ما همچنان تو فکر اینیم که فعلا که از عراق جلوتریم!مشکلات آمریکا رو هر روز هزاران بار میگیم و یه امار درست از کشور خودمون ارائه نمیدیم !هر روز هزاران خودشیفته تحصیل کرده تو دانشگاهای بسیاااار معتبر کشورمون خروجی داریم که اتفاقا همونها جای افراد باسواد بدون پول و پارتی رو میگیرن آینده این مملکت قهقراس ....مسئله یک انتقالی اونم با شهریه اون هم تو پردیس بودن نیست مساله اینه که چطور معدلهای بالاتر رو میذارن کنار چیزی که به عنوان معیار رد یا قبولی درخواست عنوان میکنن و امثال ن.ص که معدل کل ترماش الف بوده کنار گذاشته میشه و فردی مثل....پس الکی نگین معدل کم یا زیاد عامل مهمانیه!پس اینقدر دروغ نگین چقد خوب بود راست میگفتید چقدر خوب بود همه حرف راست میزدند...این حرفا رو چند روز پیش میخواستم بزنم شایدم زیاد ربطی به اون مساله انتقالی نداشت...البته اصلا منظورم این نیست ک‌کشور دیگه بهشت موعوده و‌هیچ عیب و ایرادی نداره...

++حالا یکم بهم بخندین😂من کلا جی پی اس اینام تعطیله بگو ماشالا!ینی تو جهت یابی و اینا افتضاحم!امروز که از خونه داشتم میرفتم بیمارستان خوب اولین بارم بود تا بیمارستانو درست رفتم بعد که داشتم برمیگشتم سوار تاکسی که شدم گفتم فلکه ...اونم یه جا پیاده کرد منم گفتم حتما همونه دگ بعد تو ذهنمم همین بود که سمت چپ باید برم اقا من هی میرم نمیرسم هی میرم نمیرسم آخرش دیدم رسیدم مرکز:-\ هیچی مجبور شدم دربست بگیرم خنگ هم خودتونین صد البته:-D 

+++من که کلا همه شهرها سرای من است:-) از بس شهر به شهر مهاجرت کردیم و اینو چن روز پیش میخواستم بنویسم وقتی تو شهری هستی که هیچ فامیلی نداری اون شهر شهر غریبه چه تبریز چه ارومیه !وقتی حتی همه آشناهاتون قبل رفتنتون با اینکه میدونن یک عالمه کار داری شام یا ناهار صدات نمیزنن ینی تو یه شهر غریبی!وقتی تمام اون آدمایی که نصفه شبهایی رفتی خونشون که مشکلشون رو‌حل کنی موقع بارزدنت حتی نیستن بدرقه ت کنن نیستن یه زنگ بزنن تو تو یه شهر غریبی!پس ما یه شهر غریب نیومدیم...

من خودم واقعا تعجب کردم از اون همه خوبی مامان و‌بابا و...خودم که چندان لطفی به اون دوستان نکردم ولی مامان بابام چرا ...


پ.ن :بعد توجه کردین هر چقد ساندویچو با دست درست کنن اون انگل منگلاشونم بره تو ساندویچ خوشمزه تر میشه😂ماهی گلی خیلی خوشش میاد😁

۲ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۹ شهریور ۹۵ ، ۱۵:۴۰
نینوچکا

یکی از فانتزیام این بود که با همسر آینده م دعوام بشه بعد بشقاب و لیوان پرت کنیم همشون‌بشکنه الان که ظرف و ظروف اسباب کشی رو زمینه یادم افتاد مامان جان هم ظرفاش براش عزیزه از این اجازه ها نمیده😂روانیم نیستم صد البته😋


البته الان دگ میخوام به رویای قبلیم برسم میشد ینی میشد منم یه روزی یه محقق بشم از اون توپاش!

میشه ینی منم‌ تو‌ کنگره های بین المللی باشم

میشد....میخوام از این به بعد تلاش ویژه کنم واسه آرزوهام...سرسختانه تا آخرش...


+نتایج علوم پایه کی میاد از این کابوسا رها شیم شد ۱۶روز:-\ 

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۸ شهریور ۹۵ ، ۱۵:۴۳
نینوچکا

چقد از این مطلب جیغ صورتی خوشم اومد اصلا همه دخترا خوششون میاد از این کارا...

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۷ شهریور ۹۵ ، ۱۴:۴۶
نینوچکا

دارن وسایلو بار میزنن که ببرن ارومیه بعد منم اینجا مامور گذاشتن اون داروهای مسهل رو به مادربزرگ جان بدم فقط خدا کنه هیچیش نباشه و برگرده خونشون وگرنه....

هر بیست دقیقه صداش میزنم که داروهاشو بخوره بعد عصبانی شد که ولم کن برگشته به بابام میگه یکیو مامور گذاشتی نمیذاره نفس بکشم😂😂😂😂

از صب دارم بهش میخندم خدایی خیلیم بدبو ان این محلولا😞من بودم تقلب میکردم میریختم ظرفشویی نمیخوردم اصلا

الانم برم کمک✋

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۶ شهریور ۹۵ ، ۰۹:۳۸
نینوچکا

اولین بارم بود که رفتم بیمارستان واسه کلاس آموزشی یه استرس عجیب و یه جور نا امیدی دارم که ینی من میتونم این راهو ادامه بدم تو این مدت اصلا اینقدر از نفس واژه پزشکی به خاطر اینکه منو از هدفم دور کرده بود متنفر بودم که نکردم حتی یه فشار بگیرم،به درد بخور ترین درس علوم پایه که به نظرم باکتری باشه با گندترین نمره پاس کردم حالا گذشته ها که گذشته ولی چون حس میکنم تا الان کوتاهی کردم ادامه راه برام سخته...

+دکتر بروفه رو عشقه خیلی باحاله:-) 

۲ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۵ شهریور ۹۵ ، ۱۳:۳۷
نینوچکا

چقد دلم میخواست فردا غایب میشدم ....حوصله ندارم برم میخوام تا ظهر بخوابم خیلی خسته م!

مامان میگه حالا که داریم میریم ارومیه بریم سیم دندوناتو باز کنه رفتیم یک ساعت و‌تیم تو‌نوبت نشستیم دکتر نگا کرده میگه براکتت افتاده کششم عوض نکرده دویست تومن پول گرفت و هیچ‌کاری نکرد به مامانم میگم بیا عواقب گوش ندادن به حرف منه آخر وقت میری دکتر حوصله خودشم نداره پولو میگیره هیچ کاریم نمیکنه خوش اومدی:-\ 


+من میتونم نگرانی های پدرمادرارو درک کنم از اینکه دو فرهنگ و‌قومیت مختلف نمیتونن فامیل شن چون وصلت دو نفر وصلت خودشون نیس فقط وصلت خونواده هام هست اما نمیشه که به زور دو نفرو از هم جدا کرد و انتقالی دخترو گرفت شهر خودشون و هر روز زنگ بزنن به پسره فحش بدن...گفتم نگرانیشونو درک میکنم ولی این راهش نیس همونجور که خودکشی هم برا اون دختر راهش نیس:-( کاش درست شه...خیلی ناراحت شدم براش


++این مشکل مادربززگ من مشخص نشد بالاخره تا الان کولونوسکوپی ،آندوسکوپی،ام آر آی،نوار مغزی،سونوگرافی و به هیچ‌نتیجه ای نرسیدن:-\ 

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۴ شهریور ۹۵ ، ۲۲:۳۴
نینوچکا

خب امروزم با اولین کلاس گذشت...نمیدونم چرا اینقدر که زود آدم به تن پروری عادت میکنه نمیتونه اینقدر زود با دانشگاه رفتن و درس گوش دادن و جزوه نوشتن آداپته شه یعنی فک کنم هفت ساعت کامل تا صبح خوابیده بودم اما از کم خوابی زایدالوصفی رنج میبردم:-\ واقعا خواب بهترین نعمته کاش میشد فقط خوابید😂خرسم خودتونین😁

+کمتر پیش میاد آهنگ گوش بدم جز وقتی که تو ماشینم یا تو خوابگاهم یا وقتایی که خیلی گرفته م امروز چون تو راه گوش میدادم یه سری حسا یه سری آهنگا برام زنده شد وقتی که دچار یک حس اشتباه شده بودم و....دوس ندارم ادامشو بگم 

++من آدمیم که معمولا احساساتمو راحت به زبون میارم و تقریبا تنها چیزیه که با به زبون آوردنش ترس قضاوت شدن ندارم لااقل تو همون لحظه؛مگر اینکه خیلی با طرف رودروایسی داشته باشم اونوقت در واقع مدار خجالت هس که منو سرکوب میکنه و‌نمیذاره....حالا میگم حساتونو زودتر بگین دگ اون کامنت آخری چه خوشحال کننده بود ماهی گلی;-) 

+++کافه پیانو رو به پایانه راستش در کل از کتاب خوشم نیومد اما جاهای ویژه ایش جلبم میکنه مثلا اونجا که دوستش در مورد مدادی که ماهی هایی روش داشته حرف میزنه یا وقتی که ظرافت های پریماه رو دقیق توصیف میکنه که کمتر دقتی نظیرش رو در جنس مذکر میبینید ؛اونجایی که در مورد صداقت پریماه میگه که وقتهایی که سردش بود و ازش میپرسیدم که منو بیشتر دوست داری یا شومینه میگفت شومینه اینقدر صادق بود...یا وقتی که لبخند صفورا رو توصیف میکنه ولی واقعیتش از نظر من این مرد دیوانس!فقط یکی که بزنه به سرش میتونه زنشو از خونه بندازه بیرون اونم با وجود اینکه ازش معذرت خواسته ؛فقط برا اینکه به قول خودش راه رفتن غریبانه این زن چقدر هنری و تماشاییه...البته به گمانم داستان باشه نه واقعی اما همینقد که من باورش کردم و دارم براتون تفسیرش میکنم نشون میده چقد واقعی نوشته ...یا اینکه هوش هیجانی خیلیییی‌ بالایی داره و قشنگ متوجه میشه اون لحظه کسی رو ناراحت کرد اما به قول خودش به ت*خ....ش نیس ببخشید چی کار کنم:-/نویسنده خودش همینقدر بی ادبه...یا مثلاهایی که با خودم گفتم اخه چطور ممکنه یه آدن اینطور باشه...ولی خوب نقاط قوتی هم داشت اینکه خودش بود  و نمایشی نبود ،روشهای تربیتش رو گل گیسو رو دوست داشتم ،آدما رو خوب میشناخت ،زاویه دیدش به مسائل فرق داشت به چیزایی دقت میکرد که ممکنه به عمرم دقت نکرده باشم،و اینکه اسم کتاب و فیلمهای زیادی رو تو کتابش آورده بود...اما کلا موندم چطور این کتاب مجوز چاپ گرفته با این لحنِ....بعد هی بگین آزادی نیس😂

الانم برم بخوابم خیلی کمبود خواب دارم:-\ 

۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۴ شهریور ۹۵ ، ۱۷:۱۵
نینوچکا