:-)

۲ مطلب در شهریور ۱۳۹۶ ثبت شده است

یکی از دلایلی که ما در حال درجا زدنیم و هیچ پیشرفتی در هیچ زمینه ای نداریم چه علمی چه اجتماعی چه اقتصادی و یا فرهنگی جهله منم شاید یکی از اون آدمهای جاهل باشم ولی دست کم این رو قبول کنین که واقعا چطور در عصر حاضر یک زن دهه شصتی ک از قضای روزگار تحصیل کرده هم هست بگه که من میترسیدم تا پنج ماهگی که حامله بودم به کسی بگم ایلیا رو حامله م چون نه که پسر بود میترسیدم چش بزنن!خب به نظرتون وقتی جلوی فرزندتون از پسر بودنش به عنولن جنسیتی برتر ک مورد حسادت واقع میشه صحبت میکنید آیا در آینده اون میتونه خودش رو برتر نبینه و به برابری اعتقاد داشته باشه؟

پ.ن:خویشاوندان بنده علاقه شدیدی داشتند که خانواده ما یک فرزند پسر هم داشته باشه ک خب مصلحت اینطور حکم کرد و قضای الهی مقدر بود بر اینکه من برادری نداشته باشم اما گاها واقعا تعجب میکنم از دلسوزیای بیمورد ک چهار تا زن تو یه خونه تنهان بیچاره ها یه پسر ندارن!

یا مثلا اینکه عمه بنده میفرمایند که فلانی(پسرعموم)پسر خوبیه و میفرمان ک فک کنم از تو خوشش میاداا همه و همه برای چی؟به یک دلیل مشخص!نسل پدرت ادامه دار شه!ینی اینقدر تو جاهلیت به سر میبریم ما!

یا مثلا تر اینکه عمه جان میفرمایند من برادرزاده هامو بیشتر از خواهر زاده هام دوس دارم به علت خونی که مشترکه بین ماها و انگار که مثلا نقش مادر و نقش زن هیچ باشه واقعا به نظرم مسخره میاد اون خودش یک زنه خواهرش یک زنه و با شوهرش سهم مساوی تو وجود اون بچه داشته اونوقت چه مساله ی مزخرفیه ک بگیم روابط فقط به واسطه مردی ک برادرش باشه خونی هس

جای تاسفه!

فوکوس من رو این مسائل و حساس شدنم به این دلیله که خانواده من از زمانی ک یادم میاد تحت فشار بوده برا داشتن یک پسر نمیدونم این برتری که تو افکار هس کی و کجا قراره تموم بشه وقتی هم هستن کسایی که ....

پ.ن:دوس داشتم تو خونواده ای آزاد بودم تا در مواجهه با جنس مخالف دستپاچه نشم سرمو نندازم پایین بتونم آی کانتکت داشته باشم از وقتی یادم میاد بهم گفتن مستقیمو نگا کن لبخند نزن جدی باش!😐 و من واقعا یک آدم به ظاهر جدی با روح حیلی لطیفم خیلی لطیف تر از اونچه که فکرشو بکنید

دوس داشتم همه فامیلامون پولدار باشن سفر خارج از کشور برن تا اندک تفریحاتم ک نهایتا سالی یک بار کشف جاهایی هست ک اونا نرفته ن براشون حسادت برانگیز نباشه!

دوست داشتم تو این کشور نباشم...

*من اصلا تعارفی نیستم اینه که وقتی آقای همسایه میگه اگه بخوای میرسونمت تا دانشگاه خانممو قراره ببرم آزمایش و تو هم دیرت شده باشه قاعدتا نباید تعارف رو تعارف تلقی کنی و سریع بپذیری😁

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۹ شهریور ۹۶ ، ۱۶:۱۶
نینوچکا

از صبح درگیر این بودم که ملت منو چه آدم خوشبختی تصور میکنن!فقط چون رفتم مسافرت و جاهایی رو دیدم که اونا نمیشناختن و کی فهمید فرار از درد و غم بود نه خوشگذرونی دست کم وقت نمیکردم به مسائل پیرامونم فکر کنم و هی غصه دار شم 

میدونی هی بخوای اوصاع بهتر شه ولی بدتر شه ینی چی؟میدونی هی قوز بالا قوز شدن قضیه یعنی چی ؟کسی نمیدونه من چ عذابی میکشم و نمیتونمم به کسی بگم واقعا خسته م

کاش بابا بود اگه بود هیشکدوم این اتفاقا نمیفتاد

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۲ شهریور ۹۶ ، ۰۰:۲۰
نینوچکا